تبليغاتX
دلتنگیهات روبرداربه روی شونم بذار
 

 


                     دلتنگیهات روبرداربه روی شونم بذار               

 




 

درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

كد جاوا :
 

روزي پدر خانواده اي بسيار ثروتمند پسرش رو با خود به روستايي برد تا به او نشان دهد مردم فقير چگونه زندگي مي كنند آنها چند روزي را در مزرعه ي خانواده اي كه تصور مي كردند فقيرند گذراندن در بازگشت پدر از پسر پرسيد چگونه سفري داشتي ؟

پربار پدر

ديدي كه مردم فقير چگونه زندگي مي كنند ؟

بله

پس به من بگو در اين سفر چه ها ياد گرفتي ؟

ديدم ما سگ داريم اونها چهار تا ،

استخر ما فقط وسط باغچه كشيده شده اما جوي خونه ي انها انتهايي ندارد

ما در باغچه مان فانوس داريم وآنها در شب ستاره ها را،

ايوان خانه ما مشرف به حياط جلويي است وآنها سر تاسر افق را دارند

ما فقط تكه زميني براي زندگي داريم وآنها مرتع هايي دارند كه تا چشم كار مي كند ادامه دارد

ما مستخدماني داريم كه خدتمان مي كنند اما انها به ديگران خدمت مي كنند

ما غذايمان را مي خريم اما آنها غذايشان را مي كارند ،

ما دورمان را ديوار كشيده ايم تا محافظتمان كند اما آنها دوستاني دارند كه محافظتشان مي كنند،

زبان پدر بند آمد .

متشكرم پدر كه نشانم دادي چه اندازه ما فقيريم.

تعجب ميكنيد .

كاش جاي نگراني براي آنچه كه نداريم از داشته هامان شاكر مي بوديم.

قدر همه ي چيزهاي كه داريد را بدانيد مخصوصا دوستانتان را.

فعلا بای بای

تا وقتی که از مسافرت برگشتم


نويسنده: nazanin مورخ: پنجشنبه 17 مرداد1387 در ساعت:
      |+|

سلام

سلام سلام

تبريك

تبريك تبريك

امشب خيلي خوشحالم

زيرا براي اينكه :

اولأ ولادت حضرت ابا الفضل العباس مبارك

دومأ و سومأ برد تيم استقلال مقابل ابو مسلم مباررررررررررررررك

واي نميد ونين چه بازي بود اينقدر هال كردم اخه مي دونين دونفر از بازيكن هاي محبوبم گل زدن شوت جباري كه حرف نداشت و من اينقدر قربون صدقه اين فرد رفتم كه حد نداشت از حركت بعد از گلش چنان به وجد اومدم كه حرف نداشت اخه مي دونين عكس پدر مرحومش (كه خدا همه ي رفتگان را بيامرزد از جمله پدر و برادرو مادر بنده )رو نشون داد . من باباشو خيلي دوست ارم خلاصه اصلا حرف نداشت...

حالا از مهدي آمير آبادي براتون بگم من و مهدي اگه سال هاي تولدمون رو بهش كاري نداشته باشيم تو يه روز به دنيا اومديم يعني 3 اسفند جالب اينجاست اون 15 شعبان ومن 17 شعبانبه دنيا اومدم ببينيد چقدر ما بهم شبيه هستيم واز اونجا كه من طر فدار پروپاقرص استقلالم و بازيكن هاي استقلال مثل برادرام هستند تو مدرسه همه به ما مي گفتنددوقلوهاي افسانه اي

خلاصه برد تيم مورد علاقه ام و صدر نشيني اون رو تبريك مي گم كه اصلا حرف نداشت البته لنگي ها هم بردشون مباركشون باشه

راستي من پنجشنبه مي خوام برم مشهد و حدود 15 روز نيستم اما اخرين اپم پنجشنبه صبحه اما منتظر نظراتون هستم حتما برام نظراتون رو بذارين كه اصلا حرف نداره!

دوباره راستي شما طرفدار چه تيمي هستين ؟

همين فوتبال دليلي براي خوشحال زيستن وشاد بودن است

دوستون دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم.

يا علي

نازنين


نويسنده: nazanin مورخ: چهارشنبه 16 مرداد1387 در ساعت:
      |+|
اللهم صل علي محمد وآل محمد

اللهم صل علي محمد وآل محمد

سلام بر خدا

سلام بر رسول خدا(ص)

سلام بر حجت خدا

سلام برفاطمه بنت رسول خدا

سلام بر حسن و حسين (ع)

سلام بر ائمه اطهار

وسلام بر دوستداران الله

سلام .سلام .سلام ...

و

امشب شب شاديه ،امشب نبينم دل كسي غمگين باشه ،

امشب كسي متولد شد كه زهرا براش لالايي مي خوند

امشب كسي متولد شد كه رسول خدا توگوش راست او اذان وتو گوش چپ او اقامه مي خوند

امشب كسي متولد شد كه خدا اورا حسين ناميد

امشب كسي متولد شد كه علي حجت خدا بهش حسين من ميگفت

عشق مجسم حسين

دليل عالم حسين

پاره ي قلب علي

عزيز زهرا حسين

امشب شب فراره غمه ،امشب رو از دست نده دوست خوبم هر چي تو دلته از سالار شهيدان حسين بخواه ،

امشب

برا ظهور آقامون دعا كنين

برا مريضا دعا كنين

برا گرفتارا دعا كنين

برا آرزو دارا دعا كنين

دوستاتون یادتون نره

بچه هاي فلسطين يادتون نره

بچه ها ي عراق

بچه هاي آفريقا

بچه هاي ايران...

من رو هم فراموش نكنين

من كوچك تر از اون چيزي هستم كه بخوام حرفي بزنم اما اومدم اينجا تا خوشحالي خودم رو اينجوري ابراز كنم

اصلا هيچي به فكرم نمي ياد اما از شما كه دلتون پاكه فقط مي خوام تو اين شب عزيز هيچكس رو فراموش نكنين ما رو هم فراموش نكنين

، خيلي دلم سياست ، پهلو خداو ائمه رو سيام ، تو رو خدا منو فراموش نكنين...

در ضمن ولادت یار و برادر امام حسین حضرت اباالفضل العباس رو هم تبریک میگم.

اللهم صل علي محمد وآل محمد


نويسنده: nazanin مورخ: سه شنبه 15 مرداد1387 در ساعت:
      |+|
گل آبي

 

امروز به عابري برخورد كردم ،با خضوع زياد به او گفتم ببخشيدعابر با ادب تمام گفت :شما ببخشيد نديدمتان.

من واين غريبه با كمال ادب واحترام از همديگر خداحافظي كرديم وهر يك به راه خود ادامه داديم.

بعد ازظهر همان روز در منزل مشغول پختن شام بودم پسرم پشت سرم ايستاده بود تا برگشتم به او خوردم (مثل صبح با آن آقا )چيزي نمانده بود بخورد زمين با بداخلاقي گفتم :

خودت رو بكش كنار .اورفت ودل كچولوش شكست متوجه خشونت خودم نبودم

شب در رختخواب دراز كشيده بودم ندايي به گوشم رسيد :

چطور با آن غريبه آن رفتار مودبانه را داشتي اما با خانواده خودت وعزيزانت اين قدر بد رفتاري مي كردي ؟

برو آشپز خونه رو نگاه كن دم در چند شاخه گل افتاده .گل هايي هستند كه پسرت برات آورده بود خودش اونها رو چيده بود رنگهاي صورتي، زرد، آبي .

پشت سرت ايستاده بود تا تورو غافلگير كنه .تو اشكي كه در چشاي كوچكش جمع كردي ديدي ؟

خيلي خجالت كشيدم .اشكم سرازير شد اهسته به اتاقش رفتم وكنار تختش روي زمين نشستم .گفتم: بيدارشو كوچولوي من !بيدار شو عزيزم اينها همان گل هايي هستند كه تو برام آورده بودي .

او لبخندي زدو گفت :

اونها كنار آن درخت بودند آنها را چيدم چون به خوشگلي تو بودند مي دونستم كه از اونها خوشت مي ياد مخصوصا از گل آبي اش .

گفتم:

از رفتاري كه امروز با توداشتم بسيار متاسفم.

او گفت :

عيبي نداره مامان من به هر حال تو رو دوست دارم.

گفتم :

من هم تورو دوست دارم .

گل ها رو هم دوست دارم مخصوصا گل آبي اش .


نويسنده: nazanin مورخ: دوشنبه 14 مرداد1387 در ساعت:
      |+|
دوست بدارید

 ای همه مردم

در این جهان به چه کارید ؟

عمر گرانمایه را چگونه گزارید ؟

هرچه به عالم بود اگربه کف آرید؟

هیچ ندارید اگر که عشق ندارید .

وای شما دل به عشق اگر نسپارید

گر به ثریا رسید هیچ ندارید

عشق بورزید

دوست بدارید


نويسنده: nazanin مورخ: یکشنبه 13 مرداد1387 در ساعت:
      |+|

سلام

اکثر کسانی که وب می سازن میان از غماشون صحبت می کنن اما من نمی خوام از غمهام صحبت کنم اما دوست دارم اگه کسی دنبال گوش شنوا می گرده رو من حساب کنه من با تمام وجودم در خدمت مردم مهربون ایران هستم .

من دوست دارم از شادیهام براتون صحبت کنم آخه شما رو دوست دارم ومی خوام اونا رو با شما تقسیم کنم هرچند کوچولو موچولو. آخرین باری که دنیا بهم حال داد با دوستم که از یه شهر دیگه اومده بود رفتیم دریا . راستی یادم رفته بود بگم من بچه جنوبم ،بچه خلیج فارس، بچه دریا ، بچه خورشید ،بچه گرماو شرجی اشتباه نکنین سیاه نیستم .

خلاصه ساعت 12 شب بود که رفتیم دریا . منو دوستمو داداشم . خیلی حال کردیم نمی دونم می تونین فکرشو بکنین چه حالی داد یا نه ؟ رفتیم یه جایی که هیچ کس نباشه اما از بد شانسی ما یه گروه پسر اونطرف تر از ما بودن

داداش من موند تو ماشین من و دوستم رفتیم لب دریا از هرچی که فکر کنین

با هم صحبت می کردیم اون از عشقش گفت و من از اشتباهام دریا هم مثل همیشه گوش می کرد اما نمی دونم باز چه غمی داشت که هی سرش رو به سنگ می کوبید با من هم درمیون نمی ذاشت اخه می دونین من و دریا خیلی وقته با هم دوستیم نمی دونم می تونین باور کنین یا نه ؟من همیشه با هاش حرف می زنم،گریه می کنم ،دردودل می کنم و... جالب اینجاست اونم جوابام رو میده. یه ساعت با دریا بودیم بعد هم دوستمو رسوندیم خونه خالش .واومدیم خونه ولالا

یا علی


نويسنده: nazanin مورخ: یکشنبه 13 مرداد1387 در ساعت:
      |+|

سلام

باز هم یه روز جدید .ببینیم امروزمون رو چطوری می گذرونیم . امیدوارم مثل دیروز نباشه .

دیشب داشتم فهرست وبلاگ های بروز شده رو نگاه می کردم ومیون اونا سیر میکردم .

نمی دونم چرا ؟واقعا نمی دونم چرا ما ها همش از نا امیدی حرف می زنیم ؟،همش از مرگ حرف میزنیم ،همش از بی وفایی و...حرف می زنیم .من قبول دارم ظلم زیاد شده ،نابرابری زیاد شده ،فقر زیاد شده ،جنگ زیاد شده اما این دلیل نمی شه ما تسلیم بشیم .چرا همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینیم ،بابا یه نگاه به دور و ورت بنداز ،یه نگاه به خودتون کنید این همه زیبایی واقعا خالق زیبایی ها ستودنی ست .این همه زیبایی این همه محبت دیگه چی می خواین ؟همه وهمه درکنار شماست چرا چشماتون رو بستین ؟به خدا فقط کافیه به دلتون رجوع کنید بعد خودتون ...

خدا رو شاکر باشین.

یا علی


نويسنده: nazanin مورخ: شنبه 12 مرداد1387 در ساعت:
      |+|
دوستون دارم باور کنید

از دل افروز ترین روز جهان

خاطره ای با من است

به شما ارزانی :

سحری بود وهنوز

گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود .

گل یاس

عشق در جان جهان ریخته بود.

من به دیدار سحر می رفتم

نفسم با نفس یاس در آمیخته بود.

می گشودم پر و میرفتم ومی گفتم :"های !

بسرای ای دل شیدا بسرای

این دل افروزترین روز جهان را بنگر!

این دل افروزترین شعر جهان را بسرای!

آسمان

یاس

سحر

ماه

نسیم

روح در جسم جهان ریخته اند

شور وشوق تو برانگیخته اند

تو هم ای مرغک تنها

بسرای

همه درهای رهایی بسته ست

تا گشایی به نسیم سخنی

پنجره ای را بسرای

بسرای..."

من به دنبال دل آویزترین شعر جهان می رفتم !

در افق

پشت سرا پرده نور

باغ های گل سرخ

شاخه گسترده به مهر

غنچه آورده به ناز

دم به دم از نفس باد سحر

غنچه ها می شد باز.

غنچه ها می شد باز

باغهای گل سرخ

باغ های گل سرخ

یک گل سرخ درشت ازدل دریا برخاست !

چون گل افشانی لبخند تو

در لحظه شیرین شکفتن !

خورشید!

چه فروغی به جهان می بخشد !

چه شکوهی...!

همه عالم به تما شا برخاست !

من به دنبال دل آویزترین شعر جهان می گشتم !

دو کبوتر در اوج

بال در بال گذرمی کردند .

 

دوصنوبر درباغ

سر فراگوش هم آورده به نجوا غزلی می خواندند.

مرغ دریایی

با جفت خود

از ساحل دور

رو نهادند به دروازه نور...

چمن خاطر من نیز ز جان مایه عشق

در سراپرده دل

غنچه ای می پرورد

-هدیه ای می آورد -

برگ هایش کم کم باز شدند !

برگ ها باز شدند

-...«یافتم !

یافتم !

آن نکته که می خواستمش !

با شکوفایی خورشید و

و گل افشانی لبخند تو

آراستمش !

تار و پودش را از خوبی و مهر

خوش تر از تافته ی یاس وسحر بافته ام :

«دوستت دارم »را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام !

این گل سرخ من است !

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق،

که بری خانه دشمن !

که فشانی بر دوست !

راز خوشبختی هر کس به پراکمدم اوست!

در دل مردم عالم به خدا

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید »

تو هم ای خوب من !

این نکته به تکرار بگو !

این دل آویزترین شعر جهان را

همه وقت

نه به یک بار

و

به ده بار

که صد بار بگو !

دوستم داری را از من بسیار بپرس!

دوستت دارم را با من بسیار بگو!


نويسنده: nazanin مورخ: جمعه 11 مرداد1387 در ساعت:
      |+|
امید

من با تو خوشم

تو خوشی با دل من

ازدست منو توغصه ها خسته می شن

چه خوبه همیشه ما با هم با شیم

من و تو دشمن درد غم باشیم

چه خوبه دلا مون از امید پر

غم داره از من وتودل می بره

من با تو خوشم

تو خوشی با دل من

ازدست منو توغصه ها خسته می شن


نويسنده: nazanin مورخ: پنجشنبه 10 مرداد1387 در ساعت:
      |+|
الهم صل علی محمدو ال محمد
آری بعد از ۵۰۰ سال که فرشته های وحی به زمین نیامده بودند

بر محمد (ٍص) نازل شدند واو را به پیامبر مسلمانان خطاب نمودند

بزرگ ایرانیان عیدتان مبارک

الهم صل علی محمدو ال محمد  


نويسنده: nazanin مورخ: چهارشنبه 9 مرداد1387 در ساعت:
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.GhalebkaDe.Sub.iR & WwW.GhalebkaDe.Sub.iR & www.GhalebkaDe.Sub.ir

www.cur.Sub.ir---->

 

s"> رفتن به بالای صفحه